حکایات شیرین ... شماره 4

دسته: کلام نور منتشر شده در 29 دی 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 2638

رحمت الهی

آیه 6 سوره هود :

وَ مَا مِن دَابَّةٍ فِی الاَرضِ اِلاّ عَلَی اللهِ رِزقُهَا وَ یَعلَمُ مُستَقَرَّهَا وَ مُستَودَعَهَا کُلُّ فِی کِتَابٍ مُبینٍ

هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست ! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می‌داند ؛ همی اینها در کتاب آشکاری ثبت است !{= در لوح محفوظ، در کتاب علم خدا}

آیه 73 سوره نمل :

وَ اِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضلٍ عَلَی النَّاسِ وَ لکِنَّ اَکثَرَهُم لا یَشکُرُونَ

مسلما پروردگار تو نسبت به مردم ، فضل (و رحمت) دارد ؛ ولی بیشترشان شکرگزار نیستند !

آیه 43 سوره احزاب :

هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیکُم وَ مَلاَئِکَتُهُ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُمَاتِ اِلَی النُّورِ وَ کَانَ بِالمُؤمِنِینَ رَحِیماً

اوست خدایی که او و فرشتگانش بر شما رحمت می‌فرستند تا شما را از ظلمت ها به سوی نور بیرون آرد و او بر اهل ایمان بسیار رئوف و مهربان است .

روایت :

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند :

إنَّ اللهَ تَعالی لَمّا خَلَقَ الخَلقَ کَتَبَ بِیَدهِ عَلی نَفسِهِ أنَّ رَحمتِی تَغلِبُ غَضَبی

خداوند وقتی خلق را بیافرید بر خویش مقرر داشت که رحمت من بر خشم من غلبه خواهد یافت. (نهج الفصاحه)

حکایت :

حکایت می‌کنند که شخصی در کنار رود نیل لباس می‌شست . عقربی را دید که بر پشت قورباغه‌ای  نشسته و روی رود نیل حرکت می‌کند.

آن شخص می‌گوید : خیلی تعجب کردم و به آن سوی رود رفتم و دیدم قورباغه عقرب را به روی خشکی گذاشت و دوباره به درون آب رفت . عقرب رفت و به درخت بزرگی رسید که جوانی زیر درخت خوابیده بود وحشت زده نالیدم . خداوندا همین الان او را نیش می‌زند و هلاک می‌کند که ناگهان دیدم که مار بزرگی از گوشه‌ای خزید و به طرف جوان پیش آمد همین که نزدیک جوان رسید عقرب بر پشت مار جست و او را نیش زد و مار مرد . عقرب هم به طرف نهر آب برگشت  و دوباره همان قورباغه آمد و او را سوار بر پشتش نمود و برد . جوان هنوز در خواب بود که من سراسیمه به بالای سرش رفتم و فریاد زدم : آهای جوان چه راحت خوابیده‌ای که اکنون نزدیک بود هلاک شوی و داستان را برایش شرح دادم .

جوان تا ماجرا را شنید رو به آسمان کرد و گفت : خدایا با من گنهکار رفتار این چنین داری قسم به خداوندیت که دیگر گناه و معصیت نکنم تا نزد تو برگردم. (خزینه الجواهر ، علان نهاوندی)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به سایت

امروز22
دیروز193
این هفته215
این ماه3965
کل بازدیدکنندگان223987
سه شنبه, 01 مرداد 1398 02:51
Powered by CoalaWeb