بیانات رهبری در باب حماسه های دفاع مقدس

دسته: کلام بزرگان منتشر شده در 13 دی 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 1886

بسمه تعالی

فرمایشاتی از رهبر معظم انقلاب اسلامی

در باب حماسه های ماندگار هشت سال دفاع مقدس

 

خود را به حساب نیاوردند

موضع گیری در قبال خدا و بندگان خدا و امر خدا و آن چه که مربوط به ذات مقدس پروردگار است ، عبارت از گذشت است . شهید در قبال خدا، گذشت و ایثار کرده است. ایثار، یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود . این ، اولین موضع گیری شهید است . اگر او خود را به حساب می‌آورد و در معرض نابودی و خطر قرار نمی‌داد ، به این مقام نمی‌رسید . این جوانانی که در جبهه‌های جنگ ، در گرمای خوزستان ، در زیر آفتاب 65 درجه حرارت و یا در سرمای کردستان ، بر روی کوه‌های پر از برف ، رفتند و جان را فدا کردند ، همه‌شان خانه داشتند ، زندگی داشتند ، پدر و مادر مهربان داشتند ، بعضی همسر عزیز و نازنین داشتند ، بعضی فرزندان و جگر گوشگان داشتند ، آسایش داشتند ، آرزو داشتند ؛ اما همه را گذاشتند و رفتند .

رشحه‌ای از روح حسینی

راهی را که یک عارف و یک سالک در طول سی سال ، چهل سال طی می‌کند ، ریاضت می کشد ، عبادت می‌کند ، حضور پیدا می‌کند ، از اساتید فرا می‌گیرد ، چقدر گریه‌ها ، چقدر تضرع‌ها ، چقدر کارهای بزرگ ، این راه طولانی را یک جوان در ظرف ده روز، پانزده روز ، بیست روز در جبهه پیدا کرده و طی کرده است . یعنی از آن لحظه‌ای که این جوان با هر انگیزه‌ای به جبهه رفته و این حالت به تدریج در جبهه به یک حالت عزم بر فداکاری و گذشت مطلق از همه‌ی هستی خود تبدیل شده و او خاطرات و یا وصیت‌نامه‌ی خود را نوشته است ، تا لحظه‌ی شهادت ، این حالت همین طور لحظه به لحظه پرشورتر ، و این قرب نزدیک‌تر، و این سیر سریع‌تر شده است ؛ تا آن روزهای آخر و لحظه‌های آخر و ساعات آخر، اگر چیزی از او مانده است ، مثل یک گلوله‌ی آتشین در دل انسان اثر می‌گذارد . انسان در نوشته‌هایشان، چنین خصوصیتی را خیلی به وضوح مشاهده می‌کند . این ، رشحه‌ای از همان روح حسینی است . 

وصیت‌نامه ؛ تصویری از انقلاب یک انسان

این وصیت‌نامه‌های شهدا که امام (ره) توصیه به مطالعه‌ی آن می‌کردند ، به خاطر این است که هر کدامش نمایشگر انقلاب یک نفر آدم است . هر کدام از این وصیت‌نامه‌ها و خاطرات این جوانان را که انسان می‌خواند ، تصویری از انقلاب یک نفر آدم را در آن می‌بیند و خودش منقلب کننده و درس دهنده است . ما باید این حالت را تعمیم بدهیم و این ، ممکن است . اگر به طور صد در صد نسبت به همه‌ی افراد هم ممکن نباشد ، نسبت به اکثریت مردم ممکن است . شرط اولش هم این است که در خود گویندگان و دعات به این هدف ، انقلابی به وجود بیاید و خلقیات و اخلاق و معنویت و ذکر و توجه و وصل و توکل و اعتماد و رابطه‌ی معنوی‌شان با خدا تقویت بشود .

بسیجی یعنی دل با ایمان

این جلسه ، جلسه‌ی بسیجیان است و بسیجیان ، ارتباط خاصی با این نقطه‌ی اساسی و عواطف دل‌های شیعیان و مسلمانان دارند . بسیجی ، یک عنوان ارزشمند و والاست . بسیجی ، یعنی دل با ایمان ، مغز متفکر ، دارای آمادگی برای همه‌ی میدان‌هایی که وظیفه‌ای انسان را به آن میدان‌ها فرا می‌خواند. این معنای بسیجی است . همه‌ی جوانان ، همه‌ی انسان‌ها و همه‌ی مردان و زنانی که در این کشور، دل‌شان با نور ایمان ، منور است ، در قبال مسؤولیت عظیمی که بر دوش ملت ایران نهاده شده است ، احساس وظیفه می‌کنند . این پرچم پر افتخاری که دست ملت ایران سپرده شده است ، یعنی پرچم سربلندی اسلام ، پرچم عزت اسلام ، پرچم نام‌آوری و شکست ناپذیری اسلام ، این‌ها امروز دست ملت ایران است . همه‌ی کسانی که نسبت به این وظیفه‌ی بزرگ ، احساس مسؤولیت می‌کنند ، در حقیقت بسیجی هستند .

عارف کامل

من در دوران جنگ گاهی وصیت‌نامه‌های این جوان‌ها را که عاشقانه جهاد می‌کردند و به شهادت می‌رسیدند ، نگاه می‌کردم ، خیلی برای من مفید بود . این وصیت‌نامه‌ها به دل‌های تاریک و سیاه ما و به داخل جان انسان نورافکن می‌انداخت . وقتی این وصیت‌نامه‌ها را نگاه می‌کردم ، می‌دیدم این جوان هجده ساله یا بیست ساله ، در روزها یا هفته‌های آخر زندگی‌اش که خبر هم نداشته که گاهی این وصیت‌نامه‌ها آن چنان رقیق ، عرفانی ، زلال و نورانی بود که انسان می‌دید یک عارف کامل این جا نشسته است .

 

ای کاش من هم یک پاسدار بودم

جهاد در اختیار هر کس قرار نمی‌گیرد ! جهاد با دشمن و در میدان خطر ، در اختیار هر کس قرار نمی‌گیرد ! شما در این می‌دانید . حالا بعضی فقط هشت سال جهاد کردند ، اما جهاد سپاه ، قبل از آن هشت سال شروع شده است و تا امروز هم ادامه دارد . این هم یک امتیاز دیگر است و از آن‌هایی است که نیکان و بندگان صالح خدا غبطه‌ی آن را می‌برند ، برجسته‌ها به آن غبطه می‌برند . کلامی از امام (ره) نقل شد و ایشان هم قطعاً و یقیناً آن را از دل فرموده بودند که «ای کاش من هم یک پاسدار بودم» روی این جمله دقت کنید که یعنی چه؟ امام کیست ؟ آن مرد بزرگ فقیه عارف زاهدی که در راه خدا ، یکی از برجسته‌های بی برو برگرد است و هرکس در راه خدا باشد ، اهل هر دین و ملتی که باشد ، همین قدر که اهل معنویت باشد ، نور وجود امام بزرگوار را درک می‌کند ، می‌گفت : «ای کاش من هم یک پاسدار بودم

فهم شهادت

این که اگر شما فرمانده‌ی لشکر بودید ، تا خط مقدم می‌رفتید ، اگر فرمانده‌ی تیپ یا گردان بودید ، مثل سرباز صفر و افراد عادی حرکت می‌کردید ، اگر جزو فرماندهان بالاتر بودید ، خود را در عقبه‌های دوردست زندانی نمی‌کردید و به میدان خطر قدم می‌گذاشتید ، ناشی از چه بود ؟ ناشی از این بود که فکر می‌کردید اگر این جان از شما گرفته شد ، این به معنای آن است که یک مرکب و یک قالب مادی از شما گرفته شده است ؛ واقعاً چه غم . وقتی انسان می‌داند که مرگ عبارت از عروج به ملوک الهی و پیوستن به ارواح اولیاست ، چه اهمیت می‌دهد که کی این مرگ فرا برسد ؟ مرگ برای او ، عبور از یک مرحله است ؛ «وقت مردن آمد و جستن ز جو» . انسان حرکتی از جوی می‌کند . هر چه هست ، در یک لحظه است ؛ بعد نعیم و بی بدیل و بی مثال الهی است ؛ شما این گونه فکر می‌کردید . شما شهادت را درست فهمیدید .

مادران شهدا بی نظیرند

من با خانواده‌های مکرم شهدا ، بحمداللـه دید و بازدید و نشست‌های متعددی را همیشه داشته‌ام و دارم . به نظرم رسیده است که مادران شهدا ، از لحاظ قوت و قدرت ، حقیقتاً بی‌نظیرند . این ، چه نیرویی است که به زنی که عاطفه و احساسات در او قوی است و فرزند خودش را عاشقانه دوست می‌دارد ، آن چنان قوتی می‌بخشد که در مقابل شهادت یک فرزند یا دو فرزند یا بیشتر ، چنین قدرت و قوتی را از خود نشان می دهد؟ این ، از ایمان است . ایمان بود که مردم ما را در انقلاب پیروز کرد . ایمان بود که ملت ما را در جنگ ، به پیروزی‌های درخشان رساند . ایمان مردم بود که اسلام و قرآن را در دنیا سربلند کرد و جمهوری اسلامی را به این عزت و عظمت رسانید . این ایمان است که به خانواده‌های شهدا ، صبر و قوت و استقامت می‌دهد . این ایمان را قدر بدانید و حفظ کنید . این ، آن چیزی است که هیچ سلاحی در مقابل آن ، کارگر نیست .

احساس خاص

من ، نسبت به این گذشته‌ها (دوران جنگ) احساس خاصی دارم . درست است که هشت سال دایماً جنگ و خون دل و دلهره و نگرانی بود و روزی نبود که از خواب برخیزیم و در باب مسائل اساسی کشور- که در رأس و اهم آن‌ها جنگ بود- نگرانی و غصه‌ای نداشته باشیم و درست است که جنگ ، مشکلات و ناتوانی‌های زیادی را بر ما تحمیل کرد که شاید جزو طبیعت ما نبود . بسیاری از کارها را خیلی مجموعه‌ها می‌توانند بکنند ، اما وقتی عارضه‌ای می‌آید ، امکان آن کار و حتی کارایی‌اش را از آن‌ها می‌گیرد . این ، واقعیتی است که وجود داشت و تلخ و سخت و همراه با زجر و ناراحتی بود ؛ لیکن به مقتضای این که در راه خدمت و محبت و مطلوب و هدفی که معشوق انسان است و انسان به او عاشقانه دل بسته است، بوده ، هر زحمتی به یک معنا لذتی است .

عصبانیت بعضی‌ها

امروز بعضی هستند که در دنباله‌ی کارهای فرهنگی خطرناک ، می‌خواهند یاد آن روزها را هم از خاطر ملت ایران ببرند . از تکرار اسم جنگ و اسم مناطق جنگی و «خرمشهر» و «شلمچه» و «دو کوهه» و از این قبیل چیزها عصبانی می‌شوند . از نام آن چه که مردم و ذهن‌ها را به یاد آن روزها بیاورد ، خشمگین می‌شوند و بدشان می‌آید و تلاش می‌کنند که این‌ها از یاد مردم بروند . این‌ها کسانی هستند که در آن دوران ، خجلت‌زده و شرم زده بودند ؛ چون حضوری در صحنه نداشتند . چون در آن دوران ، آن چه اتفاق می‌افتاده است ، مایه‌ی خجلت آن‌ها و علیه کسانی بوده که دل این‌ها با آنان بوده است . لذاست که از تکرار آن‌ها ناراحت می‌شوند و می‌خواهند این را از خاطر ملت ایران حذف کنند . 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به سایت

امروز157
دیروز160
این هفته317
این ماه2615
کل بازدیدکنندگان218094
سه شنبه, 28 خرداد 1398 22:20
Powered by CoalaWeb