زندگینامه شهید عبد عبیات

دسته: زندگینامه شهدا (فارسی) منتشر شده در 05 آذر 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 2141

« بنام خدای شهیدان »

 

 

 

 

 


یاد و خاطره سردار سرافراز سپاه اسلام پاسدار جاوید الاثر

شهید عبد عبیات گرامی باد.


«بسم رب الشهداء و الصدیقین»

«و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

زندگینامه سردار پاسدار، جاوید الاثر

شهید عبد عبیات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ تولد : 3/5/1334

تاریخ شهادت : 1/7/1359

محل شهادت : سوبله «سویبله»

 

 

 

 

 

       
   

 

 

 

عشق، یعنی استخوان و یک پلاک

سالهای سال تنها زیر خاک

 

***

 

زندگینامه مملو از اخلاص و ایثار سردارپاسدار، جاوید الاثر

شهید عبد عبیات

شهید بزرگوار عبد عبیات در تاریخ 3/5/1334 در یک خانواده متدین و مؤمن در روستای میهن آباد سابله از توابع بستان دیده به جهان گشود خانواده ایشان قبل از 6 سالگی وی نقل مکان کردند و به حمیدیه آمدند.

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدارس خرمدشت و پارس حمیدیه با موفقیت پشت سر گذاشت و با آغاز فعالیت های انقلابی و سیاسی خویش تحصیلات خود را تا سوم متوسطه ادامه داد.  

       

       

    

       

عکس دسته جمعی و یادگاری دوره ابتدایی (کلاس دوّم) در دبستان خرمدشت

شهرستان حمیدیه سال 1345

1- فیصل حلاف، 2- منصور جلالی، 3- کاظم جلالی، 4- خضیر الهایی سحر، 5- یوسف خلیفی، 6- عبدالرضا بنی طرف، 7- مولا سیاحی، 8- یوسف عفراوی، 9- شهید عبد عبیات،
10- نبی عبدالرحمانی، 11- یارالله سعیداوی، 12- عباس مشعلی.

****

شهید در تظاهرات ضد رژیم ستم شاهی در شهرهای مختلف ایران اسلامی از جمله؛ حمیدیه، اهواز، آبادان، دزفول، قم، تهران و شیراز شرکت و حضوری فعال داشت.

 

شرکت شهید عبد عبیات در تظاهرات مردم شیراز سال 1357

و در اهواز در پایین آوردن مجسمه شاه مقبور و ملعون نقش مهمی داشت و یک تیکه از مجسمه شاه منفور را به حمیدیه آورد و جوانان آن را به طناب بستند و بر روی زمین می کشیدند و فریاد می زدند؛ این کیه و دسته دیگر جواب می دادند؛ پهلویه. شایان ذکر است یکی از جوانان غیور و ورزشکار و بدن ساز حمیدیه به نام ف- سیاحی با بلند کردن الاغ شعار می دادند بگو مرگ بر شاه، این کیه پهلویه.

شهید در فاجعه چهارشنبه سیاه اهواز نقش مهم خود را به نحو احسن انجام داد شهید در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی قسمت اعظم حقوق دریافتی و پس انداز خویش را صرف خرید باطری قلمی ضبط صوت، فیلم و چاپ عکسهای گرفته شده و ... می کرد.


چرا که شهید در دوران حساس انقلاب اسلامی عکاس و شکارچی لحظه های تاریخی و به یاد ماندنی حضور میلیونی مردم بود که در حال حاضر بیش از پانصد عکس گرفته شده توسط شهید شاهدی بر این مدعاست.

     

1- شهید عبد عبیات                                                                   1- شهید عبد عبیات، تظاهرات مردم اهواز، سال 1357                    

 

       شهید عبد عبیات در حال عزیمت به تظاهرات مردم اهواز-              عکاس : شهید عبد عبیات

                                          سال 1357                             یکی از دوستان شهید در دوران انقلاب شکوهمند اسلامی درحال

ضبط سخنرانی، ضبط شهید عبد عبیات سال 1357

 

شهید در حسینیه اعظم اهواز در آن زمان پرشور انقلاب اسلامی اقدام به ضبط سخنرانی­های آتشین و هدایت­گرایانه حجج اسلام، آیت الله خزعلی، گلسرخی و فخرالدین حجازی و ... می کرد و نوار تکثیر می کرد و بین دوستان و مردم مشتاق اسلام و انقلاب اسلامی پخش می کرد.

   

ضبط دوران انقلاب اسلامی شهید                عکاس : شهید عبد عبیات سال 1357

                                                         آیت الله خزعلی حسینیه اعظم اهواز

 

شهید در تظاهرات مردمی که در محکومیت فاجعه سینما رکس آبادان برگزار گردید حضوری موثر داشت. سه روز قبل از فاجعه سینما رکس آبادان داییم به اتفاق خانواده که ساکن آبادان هستند با وانت بار تویوتای سبز رنگ حنایی که داشت به منزل ما آمدند و با ماشین خود در تظاهرات مردم حمیدیه در بازار شرکت می کرد و جوانان سوار ماشین وی می شدند و بر علیه رژیم و شاه شعار میدادند که پس از دو روز اقامت در حمیدیه به آبادان برگشتند که شهید با آنها به آبادان رفت و داییم از وی قول گرفت که در آبادان مواظب خودش باشد چرا که پدر و مادر وی او را دست دایی خودش امانت سپردند. فردای آن روز حادثه آتش سوزی دلخراش سینما رکس آبادان توسط رژیم رخ داد شهید با تحریک جوانان و تشویق دوستان آبادانی خود حضوری فعال داشت پس از اینکه دایی و بچه ها از فاجعه خبر دار شدند به دنبال شهید رفتن و پس از ساعتها جستجو وی را پیدا کردند و به او گفتند؛ دایی در این شهر یک طوریت بشه جواب پدر و مادرت را چی بدهم مگه به ما قول ندادی که کاری نکنی، شهید جواب داد : دایی جان فاجعه سینما رکس، فاجعه وحشتناک است که انسان­های بی­گناه در روبروی چشمانت در آتش می سوزند چطور طاقت بیارم و بی­تفاوت باشم ما باید با حضور گسترده خودمان این فاجعه را محکوم کنیم و با بازماندگان فاجعه همدردی کنیم که همین فاجعه سینما رکس آبادان و دیگر حوادث باعث تسریع پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی خواهند شد.

در دوران انقلاب اسلامی زادگاه شهید، حمیدیه یک شهر کوچک و جمعیت اندکی داشت و رژیم با استقرار چندین تانک و نفربر عملاً اعلام حکومت نظامی نمود و از رفت و آمد شبانه مردم بخصوص جوانان جلوگیری می­کرد و با ایجاد رغب و وحشت به خیال خام خود می­تواند جلوی سیل خروشان و شور انقلابی مردم و جوانان برخاسته را بگیرد و شهید عبد عبیات یکی از آن جوانان جسور، شجاع و عاشق امام خمینی(ره) بود که شبانه اقدام به پخش و توزیع اعلامیه­ها و تصاویر مبارک حضرت امام خمینی(ره) معمار و رهبر کبیر انقلاب اسلامی می­نمود که در این رابطه چندین بار با مأموران ستم شاهی در منطقه درگیر و در آخرین بار که شهید اقدام به ضرب و جرح یکی از درجه داران عالی رتبه آن زمان کرده بود کارش به ژاندارمری کشیده شد که با گرفتن تعهد کتبی مجبور به آزادی وی و یکی از دوستانش به نام ع- عذایری شدند.

شهید عبد عبیات با شجاعت زاید الوصفی در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی منزل خویش را تبدیل به یک کانون تبلیغات انقلاب اسلامی کرده بود که تمام فعالیتهای روزانه از جمله ساخت بمب دستی (کوکتل مولوتف) را شبانه به اتفاق چند تن از دوستان انقلابیش در منزل خود انجام می دادند، شهید بزرگوار در سرکوب ارتشی های چماق به دست که در بازار و مسجد الهدی حمیدیه اقدام به ضرب و شتم مردم نمودند نقش مهمی داشت.

شهید در روز ورود تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به وطن به تهران رفت و از امام خود استقبال نمود و از اولین افرادی بود که از روستای حمیدیه به زیارت امام خمینی (ره) به اتفاق دوستان انقلابیش شرف یاب شدند

   

  شهید عبد عبیات، زیارت امام خمینی (ره) سال 1358              عکاس : شهید عبد عبیات سال 1358

 

  

    1- شهید عبد عبیات، سال 1358                                                      1- شهید عبد عبیات، زیارت امام خمینی (ره)  سال 1358

و پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و فرمان تشکیل کمیته انقلاب اسلامی توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شهید عبد عبیات اولین نفری بود که به عضویت آن نهاد انقلابی درآمد و خدمات شایان توجهی را انجام داد.

شهید در توزیع زمین مسکونی و زمین کشاورزی و توزیع ارزاق به فقراء و مستمندان اهتمام خاصی مبذول داشت.

 

       شهید عبد عبیات سال 1358

شهید اهمیت زیادی به نماز اوّل وقت می داد و نمازهای یومیه را ماشین نویسی می کرد و بین نوجوانان و جوانان مراجعه کننده به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمیدیه می داد و در عین حال نماز را عملاً به آنها آموزش و یاد می داد.

شهید در زمان حیاتش مرتب به نیازمندان به خون، خون اهداء می کرد

  

شهید پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی جهت عیادت و ملاقات یکی از دوستانش که در بیمارستان جندی شاپور شماره یک اهواز (بیمارستان امام خمینی(ره)) بستری شده رفته بود، داخل محوطه بیمارستان که شد با گریه و زاری یک زن روبرو شد شهید جهت ادای وظیفه انسانی به طرف زن رفت و پس از سلام و احوال پرسی علت گریه وی را جویا شد که زن در جواب وی گفت؛ فرزندم جهت انجام عمل جراحی احتیاج مبرم به خون دارد و بنده کسی را در اهواز آشنا ندارم که به ما خون بدهد شهید با دلداری به آن زن گفت؛ من به عنوان فرزندت حاضرم خون بدهم که شهید پس از اهدای خون برای خداحافظی سراغ آن زن رفت، زن گفت؛ مادرم خدا خیرت بدهد که به داد ما رسیدی چطور از شما تشکر کنم شهید گفت؛ مادرم، وظیفه انسانی من بود و جای هیچ تشکر هم ندارد. زن گفت؛ مادرم، این کفش بچه گانه سوتی زرد رنگ را به شما هدیه می کنم شهید هدیه را قبول کرد با توجه به اینکه شهید هنوز ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشته کفش زرد سوتی بچه گانه قسمت سعید فرزند حاج قاسم، پسر برادر شهید عبد عبیات شد.

شهید قبل از شروع جنگ تحمیلی جهت سفر معنوی حج به اتفاق دو نفر از دوستانش ثبت نام کرده بود لکن شهید با آغاز هجوم همه جانبه و وحشیانه صدام عفلقی به جمهوری اسلامی ایران دفاع از اسلام، انقلاب و میهن را بر سفر حج ترجیح داد و از رفتن به حج منصرف شد و فیض عظمای شهادت نصیبش شد که حقاً لیاقت آن را داشت در این رابطه باید عرض کنم در تاریخ 6/4/1386 همسر شهید خانم سهیلا شریفات خلف آبادی به اتفاق اخوی شهید حاج علی عبیات، همسر شهید عبدالامیر عبیات و خاله شهید (مادر همسرش) به سفر معنوی حج (خانه خدا) مشرف شدند و هزینه حج به نیابت شهید عبد عبیات را به بعثه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) پرداخت و برای شهید مناسک حج بجای آوردند.

با آغاز جنگ تحمیلی توسط مزدوران بعثی و عفلقی عراق شهید عبد عبیات از اولین جوانان عاشق شهادت بود که لباس رزم و دفاع از اسلام، انقلاب، ناموس و میهن بر تن کرد که پس از طی دوره آموزش نظامی و تخصصی لازم در ابتدا بعنوان مسئول مخابرات سپاه حمیدیه بودو بعداً در عقیدتی، سیاسی فعالیت داشت و پس از آن در قسمت عملیات مشغول خدمت شد

 

با توجه به اینکه شهید تازه متأهل و ازدواج نموده و مدت 4 ماه از ازدواجش نگذشته بود که راه سید و سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام) که خط سرخ شهادت است آگاهانه و با بصیرت انتخاب و ازتمام تعلقات دنیوی چشم پوشید و سرانجام این توفیق و هدیه الهی که لایق آن بود نصیبش گردید.

ایشان دلی داشت سرشار از عشق به اسلام، قرآن و امام (ره) شاید به خاطر همین ارادت بود که هر گاه به خط دشمن می زد پیروز برمی گشت و دوستانش بخاطر این ویژگی او را شیر مرد لقب داده بودند، همیشه به حرفش عمل می کرد.

شهید عبد عبیات در تمام مأموریت­هایی که کمتر کسی قبول می کرد وی داوطلب می شد و بطور مخلصانه و جسورانه انجام می داد در یکی از این عملیاتها که ماشین یکی از دوستانش که راننده اش به شهادت رسید و در وسط میدان جنگ در منطقه عملیاتی سوبله از توابع بستان جامانده بود شجاعانه سراغ ماشین رفت و آن را صحیح و سالم تحویل مسئولین داد سرانجام شهید عبد عبیات در مورخه 1/7/1359 در یک عملیات و مأموریت که به اتفاق چهار تن از بهترین یاران و همرزمان دلاورش بنام های؛

عبدالامیر عبیات، چاسب طرفی، محمود اسکندری و حاج عبدالرضا بنی طرف جهت آوردن، ماشین مهماتی که در منطقه عملیاتی پاسگاه مرزی سوبله (از توابع بستان) جامانده بود رفته بودند در آن روزهایی که بنی صدر خائن دستور عقب نشینی داده بود و به علت کمی مهمات که به محض رسیدن به آن ماشین پر از مهمات، مورد شناسایی نیروهای دشمن بعثی قرار می گیرند و مورد اصابت گلوله خمپاره دشمن قرار می گیرند که تنها یکی از آن عزیزان بنام حاج عبدالرضا بنی طرف آن هم با جراحت بسیار شدید به عقب جبهه زنده بر می گردد و آن چهار دلاور و رشید جسم و روحشان به ملکوت اعلاء شتافت و جاوید الاثر شدند.

 

 

ورود به سایت

امروز84
دیروز122
این هفته394
این ماه3479
کل بازدیدکنندگان183226
چهارشنبه, 30 آبان 1397 13:53
Powered by CoalaWeb