از حماسه جاوید حمیدیه چه می دانید ؟

دسته: حمیدیه را بهتر بشناسیم منتشر شده در 17 آذر 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 2317

به محض پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی حاکمان بعثی عراق تحریکات خود را بر علیه این نظام نو پا و با شیوه های مختلف شروع کردند و پس از قریب به یک سال و هفت ماه و هشت روز یعنی 31 شهریور 59 جنگ تمام عیار و همه جانبه را شروع کردند در صورتی که آن زمان بر اثر انقلاب تشکیلات منسجم و منظم دفاعی در کشور نبود و عراقی ها ناجوانمردانه از وضعیت سوء استفاده کردند ؛ بنابراین از محور العماره ، چزابه ، بستان را تصرف کردند و با سرعت سوسنگرد را با ایجاد پل نظامی تصرف و به سمت حمیدیه حرکت نمودند در این مسیر مقامت نیروهای کم و اسلحه ابتدایی در مقابل دشمن مجهز و آماده بعثی عراق فایده‌ای نداشت . عراقی ها به اطراف حمیدیه رسیدند که تهدید جدی شهر اهواز است ؛ اولین شهدای سپاه حمیدیه به نام های پاسدار جاوید الاثر شهید عبد عبیات ، چاسب طرفی ، عبدالامیر عبیات و محمود اسکندری اولین شهدای دفاع مقدس بودند که در پاسگاه مرزی سوبله (از توابع بستان) به درجه رفیع شهادت رسیدند و حاج عبدالرضا بنی طرف اولین پاسدار سپاه حمیدیه است که مجروح می شود و بر اثر جراحات شدید در بیمارستان سینای اهواز دست راست این مرد غیور و دلاور قطع می شود و خبر نزدیک شدن عراقی ها از این محور و محورهای دیگر به شهر اهواز به اطلاع حضرت امام (ره) رساندند و امام در جواب گفتند : مگر جوانان اهوازی مرده‌اند ؟ سخن تکان دهنده امام به گوش مسئولین سپاه خوزستان رسید . سریعاً جلساتی تشکیل شد تعداد افراد جلسه 23 نفر بود اسلحه محدود ولی روش جهاد و شهادت است . در جلسه آخر چون روز بود و چون ممکن است کسی میل جهاد و شهادت ندارد قرار شد رزمندگان 5 دقیقه چشمان خود را ببندند تا هر کس بخواهد برود از دیگران خجالت نکشد بعد از 5 دقیقه مشاهده شد که هیچ کس نرفته و همه حاضر بودند . با فرا رسیدن شب و اضافه شدن چند نفر دیگر 28 نفر به فرماندهی شهید علی غیور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند ، رزمندگان تا سه راه حمیدیه را با ماشین رفتند و بقیه راه را پیاده طی نمودند و حدوداً ساعت 4 بامداد به دشمن شبیخون زدند ، چون دشمن توقع چنین حمله‌ای را نداشت کاملاً غافلگیر شد و درگیری تا روشن شدن هوا ادامه داشت و با هماهنگی که با هوا نیروز شده بود این نیرو نقش عمده‌ای در انهدام و فرار دشمن از منطقه حمیدیه تا مرز و مسافت حدوداً 90 کیلومتر عقب نشینی نمود . این عملیات روحیه نیروهای خودی را تقویت و روحیه نیروهای عراقی را تضعیف و مشخص شد که آنها چقدر در مقابل شبیخون ها شکننده هستند در مورد پیروزی رزمندگان و فرار دشمن چند دلیل عمده را می توان ذکر کرد :

1-  ایمان بچه‌ها و شهادت به ایثارگری آنها برای دشمن قابل تصور نبود که نیروی اندکی بتواند این چنین شجاعانه به دشمن فاتح قدرتمند حمله ور شود .

2-  رعبی که خداوند در دل آنها انداخته بود دشمن از سرعت پیشروی و نبود مقاومت مهمی در جلویش متعجب بود بنابراین با شروع حمله این تصور وحشت انگیز برای دشمن به وجود آمد که حتما دامی گسترده شده بود .

3-  تاثیر سخنان تکان دهنده امام که فرمود : (( مگر جوانان اهوازی مرده‌اند که عراق اهواز را تصرف کند ))

4-  اندیشه مجموعه برادران عمل کننده تداعی شب عاشوراست که به همه گفته شد چشم ها را ببندید تا هر کس بخواهد برود خجالت نکشد ؛ امام حسین (علیه السلام) دقیقاً همین حرف را به یاران خودش زدند ولی کسی صحنه را خالی نکرد .

ورود به سایت

امروز80
دیروز122
این هفته390
این ماه3475
کل بازدیدکنندگان183222
چهارشنبه, 30 آبان 1397 12:58
Powered by CoalaWeb