شعر در باب امام رضا (علیه السلام)

دسته: شعر منتشر شده در 11 بهمن 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 1848

یا امام رضا

در مسیری پر از پیچ و خم

در گذر کوچه های زمان

هیبتی عظیم قدم می زند

کسی که قدومش برکت بود

تبرکی غریب

فروغ گرما بخش او

هستی بخشید

هیبت بلندش،

نفوذ نگاهش

اندیشه ای ژرف

ای هشتمین ستاره

مستانه محو غریبی توام

و عاشقانه دوستت دارم

ای عالِم آل رسول

ای کریم اهل بیت

از ازلی تا ابد

و تا قیامت جاودان

مشهد مهر تو

خیل کبوترهای حرمت

سقاخانه ی طلایی خانه ات

امید یک فوج زایر دل سوخته

و چه خوب آن هنگام که

به پابوس تو می آیم

احساس غریبی نمی کنم

و تو عجیب میهمان نوازی

ای سُلاله ی پاک رسول

و زیباترین بهانه ی مهر

سخاوت، سایه ی حضورت

و پا به پای تو می آید

خوبی و این همه عطوفت.

دم مسیحاییت

شفای چشمان بی سویم

وحضور گرمت

به من زندگی می بخشد

چشمان بی فروغم را

به ضریح نقره ایِ تو دوخته ام

تا عنایتی بنمایی

و ضریح چشمانم

به حضور سبز تو

و به جمال بی مثالت

متبرک گردد

و زنگار دل خسته ام را

بزدایی 000

شاعر: هرمز سبحانیاز شهرستان سوسنگرد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به سایت

امروز49
دیروز165
این هفته214
این ماه3510
کل بازدیدکنندگان156548
سه شنبه, 01 خرداد 1397 10:33
Powered by CoalaWeb