آخ کـربـلای 5

دسته: خاطرات طنز دفاع مقدس منتشر شده در 23 آذر 1393
نوشته شده توسط Super User بازدید: 2506

آخ کـربـلای 5

پـسـری فــوق الـعــاده بـامـزه و دوســت داشــتـنـی بــود.

بهش می گفتند: «آدم آهنی».

جـای سـالم در بـدن نـداشـت؛ آبـکـش بـه تــمـام مــعـنا!

آنقدر طـی چـند سـال جنـگ تیـر و ترکـش خـورد کــه

کلکسیون تیر و ترکش شده بود. از آن بـچـه هایـی بــود

 کـه راسـتی راسـتـی قـطـب نـمـا را منـحـرف مـی کـرد.

دسـت به هر جـای بدنش که مـی گذاشتی جـای زخم و

جراحتی کهنه و تازه بود؛ اگر کـسی نمی دانست وکمی

محکم جای زخمش را فـشار مـی داد و دردش می آمـد

نمی گفت مثلاً آخ، درد آمـد، فشار نده، بلکه با ملاحت

خاصی اسم عملیاتی را به زبان مـی آورد که آن زخـم و جراحت احتمالاً مربوط به آن بود. مثلاً کتف راستش را اگر کسی محکم می گرفت می گفت: آخ، بیت المقدس؛ اگر کمی پایین ترش را دست
می زد می گفت: آخ، والفجر مقدماتی یا آخ، فتح المبین یا آخ، کربلای 5 و همین طور تا آخر. بچه ها هم عمداً اذیتش می کردند و صدایش را در می آوردند تا تقویم عملیات را مرور کنند!

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به سایت

امروز25
دیروز193
این هفته218
این ماه3968
کل بازدیدکنندگان223990
سه شنبه, 01 مرداد 1398 03:23
Powered by CoalaWeb